خرید بک لینک
خار و گل گفت خاری به گل ای تاج سرم غرق در ناز نشستی به برم من اگر آخته و جرارم تو چه زیبایی و خوش در نظرم دل من سخت و سراسر کینه تو لطیفی و چنان آئینه نیست یاری و مریدی بر من تو ولی جایگهت بر سینه خوش بحالت که چنین دلشادی ز غم و رنج زمان آزادی دل م

برچسب: اصغراسلامی,مشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1396 ساعت: 16:06

چهره ی ماه چهره ی ماه چو شد نقش در آب دور شد از نظرم خاطر خواب همچو مجنون شدم و دل آشوب باز افتاد به جانم تب وتاب نفسم حبس شد اندر سینه مات ماندم چه کنم در مهتاب چهره ی ماه تماشایی بود لحظه ی دیدن آن شد کمیاب تا به خود آمدم آن شب طی شد سحر

برچسب: ماهشعراصغراسلامیمشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1396 ساعت: 16:06

بیا باباشرح حال حضرت رقیه (س)درخرابه ی شام (بیا بابا جان در آغوشم مگر کردی تو فراموشم) چرا بابا جان نمی آئی مگر ما را تو نمی خواهی بیا بابا جان که دلتنگم اسیر غمها و نیرنگم (بیا بابا جان در آغوشم مگر کردی تو فراموشم) بیا بابا جان غریبانه شدم تنها من به ویرانه بیا ای تاج سرم بابا تویی تنها دلبرم بابا (بیا بابا جان در آغوشم مگر کردی تو فراموشم) ببین بابا گوش خونینم به پای خود خار و میبینم

برچسب: باباشعر,اصغراسلامی,مُشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 18:16

صفحه بندی